لذت‌آفرینی بهتر از لذت‌بردن است. کارآفرینی بهتر از کارکردن برای دیگران است. حتی پرورش یک گل در گلدان، دلنشین‌تر از خرید چندین گلدان است. وقتی به یک باغچه‌ی کوچک رسیدگی می‌کنیم و محیط زیبایی خلق می‌کنیم، لذت می‌بریم. یک صنعت‌گر با تولید محصول جدید، یک برنامه‌نویس با نوشتن یک نرم‌افزار جدید، یک نقاش با کشیدن یک تابلوی نقاشی و یک تاجر با خلق بازار و مشتریان جدید. اصلا هر چیزی که می‌سازیم و خلق می‌کنیم، حال ما را بهتر می‌کند و این مربوط به ذات ماست که خداگونه‌ایم و مملو از قابلیت‌های آفریدگارمان.
این رفتار عظیم را که با انجامش، بزرگی و عزت‌نفس پیدا می‌کنیم؛ با شش سوال بررسی کرده‌ایم:

1- چه کسانی می توانند بیافرینند ؟

انسان که ویژگی‌های آفریدگارش را در خود دارد، توانایی آفریدن را نیز داراست. پس هر انسانی که این موهبت را درک‌کند، آفریننده خواهدبود. همه‌ی ما می‌توانیم بیافرینیم و از آفریدن خود لذت‌ببریم. واقعیتش این است که جهان هم، چشم‌انتظار آفرینش انسان‌های فداکار و درست‌کار است. متاسفانه بسیاری از ما فقط قربانی و تسلیم زندگی می‌شویم و تنها آن چه را که به‌طور تصادفی برای‌مان اتفاق میفتد، زندگی می‌کنیم. در این بین اما افرادی که نگاه آفرینش‌گری دارند، زندگی زیبایشان را به‌سان فرزندشان می‌آفرینند و آن را در آغوش می‌گیرند.

2- چه چیزهایی می توانیم بیافرینیم؟

متاسفانه این روزها تنها چیز مشترکی که آدمیان برای خانه‌ی بزرگ و اصلی‌شان یعنی زمین می‌آفرینند، زباله است. اگر آفرینش مشترک همه‌ی آدم‌ها به جای زباله، ارزش‌هایی مفید باشد، درد و رنج از زندگی ساکنان این کره‌ی خاکی رخت برمی‌بندد. گاهی یادمان می‌رود که زندگی سفری در یک رود زلال و جاری است. زیبا، بدون توقف، پرتحرک و با نشاط. یادمان می‌رود که توانایی‌ها و ظرفیت‌های انسان نامحدود است. چقدر زیباست که در رودخانه‌ی بی‌نهایتِ کشف توانمندی‌های مان شناکنیم. هر روز یک پدیده‌ی جدید درونی و بیرونی را بشناسیم و خلق‌کنیم. از باورهای زیبا و تفکرات پیشرفت دهنده‌ی درونی تا ساختن دنیای بهتر و سالم‌تر برای خود و دیگران. و این یعنی زندگی ما می‌تواند تا سر حد توانایی‌هایمان توسعه یابد.

3- چرا باید بیافرینیم ؟

تحقق اهداف برای انسان با ویژگی‌هایش، به هیچ وجه نمی‌تواند شبیه موجودات دیگر خداوند باشد. حیوانات با پیکار و جنگ، با توسل به زور و فریب به اهداف‌شان می‌رسند. اما انسان آفریننده است. قرار نیست چیزی را از کسی بگیرد. خودش آفریننده است. خداوند متعال اراده می‌کند و می‌شود. انسان هم باید اراده کند تا بشود. نکته‌ی دیگر اینکه خلق آینده، مخصوص نوع بشر است و چه‌قدر حیف می‌شود که از یک امکان اختصاصی استفاده نکنیم. اگر تفکر سازنده و آفریننده نداشته باشیم، در مقابل کوچک‌ترین چالش‌ها، توان زندگی‌کردن را از دست می‌دهیم. برای اینکه سالم، شاد، دانا و ثروتمند زندگی‌کنیم، به انگیزه‌ی یک آفرینشگر نیازداریم تا آینده‌ای جسورانه برای خود ترسیم‌کنیم.

4 – چه زمانی می توانیم؟

دو نکته در مورد زمان وجود دارد. اول اینکه زمان دارایی ماست، اما نگاه‌مان به ارزش زمان حتی به اندازه‌ی پول هم نیست. برای خرج‌کردن ریال به ریال پول‌مان برنامه‌ریزی می‌کنیم، اما عمر و وقت‌مان را معمولا با برنامه‌های غیرمرتبط با خواسته‌های اصلی زندگی‌مان صرف می‌کنیم. دیگر اینکه چیزی را که می‌آفرینیم، زمانی باارزش‌تر است که خلاقیت ما نیز در آن نقش بازی کند و این یعنی زمان‌هایی را که دچار خلاقیت می‌شویم باید بشناسیم. خیلی‌ها به شب هنگام، قبل از خواب و یا صبح‌های زود اشاره‌کرده‌اند، اما بعضی دیگر موقع غذاخوردن، حمام‌کردن، ورزش‌کردن و … را مثال زده‌اند. از سوی دیگر نقش تکرار و تمرین در آفرینش‌هایمان و رابطه‌ای که با زمان دارد، دو نکته را به ما یادآور می‌شود:

  • هر چه آگاهی ما از یک موضوع بیشتر، زمان انجامش کوتاهتر.
  • هرچند کارهای تکراری راحت‌تر و سریع‌تر انجام می‌شود، اما اگر روح هر کاری را پیدا کنیم برای‌مان تکراری جلوه نمی‌کند

5 – کجا باید بیافرینیم ؟

هر جایی که تسلط محیطی ما بیشتر باشد و با آن فضا آشناتر باشیم، عملکرد ما بهتر است. مکان‎‌های خلاقیت‌مان را نیز باید مثل زمان‌های بهتر، شناسایی‌کنیم. اما فراموش نکنید که هیچ فرمول مشخصی وجود ندارد. چراکه جایگاه آفرینش، ذهن انسان است و ذهن انسان به بی‌نهایت متصل است و محدودیتی در زمان و مکان ندارد.

6 – چگونه باید بیافرینیم

ذهن ما جایگاه اسرار نظام هستی است. خداوند متعال چنان ذهنی را به انسان هدیه کرده‌است که اگر گامی برای شناخت آن بردارد، می‌تواند عظمت پروردگار جهانیان را درک‌کند. پس ذهن‌مان متصل به لایتناهی آفریده شده‌است و می‌تواند زندگی زیبا و هماهنگ با ضربان نظام هستی بیافریند. کافی است توانمندی‌های ذهنی خود را بشناسیم و از قدرت شگرف آن، برای کسب آگاهی بیشتر بهره‌ببریم.

آگاهی، درک جریان سیال واقعیت است. معنی آگاهی داشتن اطلاعات نیست و انباشت اطلاعات الزاما منجر به آگاهی نمی‌شود. آگاهی از توجه و به‌کارگیری حواس، برای درک عمیق‌تر حاصل می‌شود. برای ساختن یک زندگی زیبا هم، مهم‌ترین وجه آگاهی، خودآگاهی یا آگاه‌بودن از دنیای درون است. آگاهی بیشتر، ظرفیت انسان را برای برخورداری از فرصت‌های نظام هستی توسعه‌می‌دهد. یعنی هرچه آگاه‌تر باشیم، باران هستی در ظرف بزرگ‌تری می‌بارد و نصیب ما فزون‌تر خواهدبود. یعنی هست‌شدن پدیدارها در زندگی ما به دنیای بیرون ارتباط ندارد، بلکه به گیرنده‌اش مربوط است. فرصت‌ها در نظام هستی وجود دارند و اگر ما بتوانیم نظام ادراکی‌مان را ارتقا دهیم، پدیدارهای جدیدی برای‌مان هست می‌شود. مثلا در دنیای تکنولوژی، کسی می‌تواند از نرم‌افزارها و اپلیکیشن‌های به‌روز استفاده‌کند که گوشی‌ تلفن معمولی‌اش را به اسمارت‌فون تبدیل کرده‌باشد.

جمع بندی 

رسیدن به جایگاهی از انسانیت که بتوانیم موهبت بزرگ آفرینندگی را در خود فعال‌کنیم بستگی به دانستن روش‌های استفاده از ذهن مثل تفکر و تمرکز دارد. این خودشناسی که در ادامه خودپروری را نیز به همراه دارد، باعث ترسیم هدف‌های بزرگ‌تر و تصمیم‌های بهتر در زندگی می‌شود. تمرین ساختن زندگی زیبا، ساده‌ترین، در دسترس‌ترین و در عین حال، مهم‌ترین تمرین زندگی است که البته نیاز به یادگیری دارد. یعنی آموختن، تمرین کردن و ادامه‌دادن. بنابراین برای اینکه یک انسان آفریننده باشیم و زندگی خود را، خود بسازیم، باید به سادگی روش‌های استفاده از ذهن را یادبگیریم و تمرین‌کنیم. کافی است یک‌بار لذت این آفرینش را بچشید، آن‌وقت عاشقانه خلق می‌کنید و هر محصولی که این‌گونه خلق شود، چنان درخشان خواهدبود که چشمان هر کسی را خیره می‌کند. نه تنها خود شما که خالق اثر هستید لذت‌می‌برید، بلکه احترام دیگران را نیز جلب می‌کنید. برای توسعه یک کسب و کار، برای ازدواج موفق، برای تحصیل کارآمد و هر جزیی از زندگی لازم نیست تکنیک‌ها و فرمول‌هایی را از دیگران کپی کنیم. خودمان باید نسخه‌ی خودمان را بپیچیم. که البته این توانایی به شرطی ایجاد می‌شود که به جای گیرافتادن در دالان‌های پر پیچ و خم مهارت‌های فرعی، اصل ماجرا را دریابیم و آن را درست‌کنیم. یادبگیریم که چگونه باید زیبا بیافرینیم. آن وقت همه‌ی وجوه زندگی ما زیبا می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید